گنج

شمارهٔ ۳۱۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: میاید۷ بیت
امشب آن به به وثاق که فرو می آیداگر به مهمان من آید چه نکو می آید
بنهم عود دل سوخته بر آتش شوقگر بدانم که پری وار ببو می آید
دیده از دست نظر خون تو ریزد گویندظاهرا هر چه بگویند ازو می آید
حلقه حلقه دل احباب بهم بر زده استمگر اینست که آن سلسله مو می آید
آنکه در صومعه میرفت با بریق وضواز در میکده اینک به سپر می آید
زیر لب هرچه صراحی به قدح می گویددر دل نازک از جمله فرو می آید
تا چها در سر آن غمزه مستت کمالکه سوی غمزدگان عربده جو می آید