گنج

شمارهٔ ۳۰۷

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: انشد۷ بیت
از باد سر زلفت یک روز پریشان شدجان و سره مسکینان در پای تو ریزان شد
حال دل خود گفتم با چاره گر دردیبیچاره به درد دل آهی زد و گریان شد
چشم که رسید آیا باز این دل خرم راکز ناوک مژگانی آزرده پیکان شد
دل خواست شدن سوئی جان نیز روان با اوتا تو ز نظر رفتی هم این شد و هم آن شد
باشد همگی تاوان بر چشم من گریانهر خانه که از باران در کوی تو ویران شد
آن مه که شبی دیدی در حسن تمام او رااز شرم جمال تو ماهیست که پنهان شد
می گفت کمال از می دارم هوس توبهچون دید رخ ساقی از گفته پشیمان شد