گنج

شمارهٔ ۳۰۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابیمیدهد۷ بیت
آهنین‌جانی مرا کز غصه تابی می‌دهدآهن از آتش چو بیرون کرد آبی می‌دهد
همچنین جان‌های تشنه چون ز آتش مپرهندهر یکی را دور از کوثر شرابی می‌دهد
آنکه داغش می‌نهم بر سینه خود نیز حیفرحمتی باشد گرم به هم عذابی می‌دهد
گرچه می‌شده در دارالشفاء هر من طبیبحلقه‌ای چون می‌زنم بر در جوابی می‌دهد
دست اگر ندهد که گیرد کس عنان آن سواربوسه افتان و خیزان بر در جوابی می‌دهد
شب که گرید چشم ما فردا طمع دارد وصالهرکه آبی می‌دهد بهر ثوابی می‌دهد
دیگر از شادی چه جای خواب در چشم کمالگر شبی بختش بر آن در جای خوابی می‌دهد