شمارهٔ ۲۹۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انگستاخ۷ بیت
ای صبا چند روی بر د جانان گستاخدر شب تار بر آن زلف پریشان گستاخ
باشد اینها حرکات خنک و بادسریکه در آن روضه کنی گشت شهستان گستاخ
زلف کجدار که با روی نو پهلو نزندهندوانرا نتوان کرد به ترکان گستاخ
گر برم نام لبت گریه کنان خرده مگیراین که خودم ساخته بر لب خندان گستاخ
لوح رخسار تو بپیشش همه وقت این عجبستکه بر آمد خط مشکین تو زینسان گستاخ
پارسایان ادب رند ندارند نگاهدیده ام بیشتر مردم نادان گستاخ
باغ رخسار بتان بهر تماشاست کمالتبری دست برآن سیب زنخدان گستاخ