شمارهٔ ۲۸۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: افت۷ بیت
هیچ عقل خرده بین نقش دهانت در نیافتدر میان ما کی روز میانت در نیافت
جادوی استاد چندانی که در خود باز جستچشم بندیهای چشم ناتوانت در نیافت
رند صاحب ذوق هی میهای رنگین تر ز لعللذت لبهای شیرین تر ز جانت در نیافت
در علاج درد ما زحمت چه میبینه طبیبچون مزاج عاشقان جان فشانت در نیافت
از تو روی دولتی هرگز به بیداری ندیددیده بختی که خاک آستانت در نیافت
کی حریم حرمت را بافت نتوانست درتا دل درویش دور از خان و مانت در نیافت
نشه ب جان داد پر غاک سر کویت کمالدولت بوسیدن پای مگانت در نیافت