گنج

شمارهٔ ۲۷۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اراست۷ بیت
هر که از درد تو محروم بود بیمار استو آنکه داغ تو نه پر سینه او افگار است
دلم از ناوک آن غمزه شکایت نکندکه بر این خسته حق نعمت او بسیار است
گله از بار غم و بار سنم نیست مراگر بود بار چدائی گله ها این بار است
بر سر کوی تو کمتر روم از بیم رقیبکه سگ خانه زبون گیر و گدا آزار است
پیش آن صورت مطبوع که دارد جانیچه کنم صورت خورشید که بر دیوار است
صبر از آن لب نتوان کرد به دور رخ توزآنکه در موسم گل توبه ز می دشوار است
کار می دارد و معشوق کمال از همه دورصوفی ما چه توان کرد که دور از کار است