شمارهٔ ۲۷۳
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رانداخت۷ بیت
هر تیر که بر سینهام آن فتنهگر انداختدل سهل گرفت آن همه چون بر سپر انداخت
دلخسته نشد عاشق از آن تیر و نیازرددلخسته از آن شد که به روز دگر انداخت
زآن تیر که انداخت کسی دور به دعویما را ز خود آن شوخ از آن دورتر انداخت
باز آمد و بر تیر دگر چشم دگر دوختهر صید که آن غمزه به تیر نظر انداخت
تا مرغ چرا بست پر خویش بر آن تیرمرغ دلم از حسرت آن بال و پر انداخت
عاشق به دو صد زخم چو قانع نشد از یاریک تیر چه باشد سوی باران اگر انداخت
تیرت به دل ریش کمال آمد و گم شدخواهی که شود بافته باید دگر انداخت