شمارهٔ ۲۴۶
مائیم و دلی پر خون بر خاک سر کویتغمگین بهمه رویی در آرزوی رویت
تو سروی و ما چون آب آورده به پایت سرمی ماند و ما نشه بر خاک سر کویت
راضیم بدشنامی گر یاد کنی ورنهتا عمر بود باقی مانیم دعا گویت
ما با دو جهان کردیم قسمت همه عالم راایشان و جهان ای جان مائیم و یکی مویت
زلف تو دریغ آید ای جان که به باد افتدتدبیر که هم حیف است گر گل شنود بویت
گر من دل خود جویم در کوی تو نگذاریمپسند جفا چندین بر عاشق دلجویت
گویند کمال این ره تا چند همی پوییتا هست تک و پویی ماییم و تک و پویت