گنج

شمارهٔ ۲۴۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: نداست۷ بیت
ماه در حسن برخسار تو خویشاوند استآفرین بر پدری کش چو توئی فرزند است
نشمرندم دگر اهل نظر از آدمیانگر بگویم به جمال تو پری مانند است
عاشق سرو قدت را نتوان کرد شماربر درختی عدد برگ که داند چند است
حور عین را چو سر زلف سیه چشمی بینکه ز کوی تو به فردوس برین خرسند است
بر در یار گر افزون نکند نالهٔ زارچه کند طالب دیدار که حاجتمند است
خوش بود موعظه و حکمت صاحب نفساننغمهٔ نی شنو ار گوش دلت بر پند است
عکس لعلش اگر افتد به لب جام کمالنوش کن چون شکر آن باده که در وی قند است