گنج

شمارهٔ ۲۴۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انیدرست۷ بیت
ما به کفر زلف او داریم ایمانی درستبابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست
گرچه چشم می‌گویدم جویم دلت لیکن که یافتقول مستی راست عهد نامسلمانی درست
عهدها بندد که سازم عاقبت دل با تو راستراست گویم این سخن هم نیست چندانی درست
بر زبانها نا گذشت آن لب رقیب جنگجویدر دهان عاشقان نگذشت دندانی درست
بار ما گر آستین افشان در آید در سماعکس نه بیند خرقه پوشی با گریبانی درست
گوی دلها بسکه از هر سو ربودند و شکستنیست بر دوشبتان از زلف چرگانی درست
پاره سازند اهل معنی جامه ها بر تن کمالگر بخواند هفت بیت تو غزالخوانی درست