گنج

شمارهٔ ۲۴۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)۹ بیت
ما درین دیر فتادیم هم از روز السترند و دیوانه و تلاش و خراباتی و مست
محنت ما همه دولت غم ما جمله نشاطهستی ما همه نی نیستی ما همه هست
یک نفس در همه عالم ننشینیم در پایتا نیاریم سر زلف دلارام به دست
آبرویی نشد از زهد ربانی ما راساقی عشق چو پیمانه ناموس شکست
نیست ما را سر طوبی و تمنای بهشتشیوه مردم با اهل بود همت پست
زاهدان جای نشست ارچه به جنت دارندعاشقان را نبود در دو جهان جای نشست
عشق را در حرم کعبه و بتخانه یکی استرند میخانه‌نشین زاهد سجاده‌پرست
هرچه در چشم به جز صورت معشوق خطاستهرچه در دست به جز دامن مقصود به دست
گرچه زد صورت خوبان ره عقل تو کمالنیک بود آن همه صورت چو به معنی پیوست