شمارهٔ ۲۳۹
لعل جان بخشت ز جان نازکتر استقدّت از سرو روان نازکتر است
برگ گل چندانکه دارد نازکیخاطر بلبل از آن نازکتر است
آمدن هر دم به ناز و رفتنتاز نسیم جان فشان نازکتر است
الحق از سر رشتهٔ باریک و هماز بریشم آن میان نازکتر است
ناز کم کن با چنین دل جان منخود چه دل کاین دل ز جان نازکتر است
ای دل نازک مزاج از روی خوبآن طلب از حسن کان نازکتر است
گرچه نازک نکتهای گفتی کمالزین حکایت آن دهان نازکتر است