گنج

شمارهٔ ۲۴

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: ارا۷ بیت
چه رها کنی به شوخی سر زلف دلربا راکه ازو بهم برآری همه وقت حلقه ها را
به دوصد ادب برآن در چو خطاست برگذشتنحرکات نامناسب ز چه رو بود صبا را
نشود ز گرد فتنه سر کوی دوست خالیبدو زلف اگر بروبد همه عمر خاک پا را
شب و روز غیر دردی نخورم بر آستانتکه دوای خوبرویان نرسد من گدا را
چه دهی دلم که بخشم ز بلای خود امانتبه عطا مکن حوالت به بلا سپار ما را
چو بدست خویش تیغم بزنی دمی رها کنکه ز ساعدت بگیرم به حواله خون بها را
مدهید گو طبیبان به کمال مرهم جانچو سپرد جان به جانان چه کند دگر دوا را