شمارهٔ ۲۵
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ا۷ بیت
حلال باد می خلد و حور زاهد راکه واگذاشت به رندان شراب و شاهد را
مبر ز گردن صوفی قلاده تسبیحگذار تا ببرد گردن مقلد را
ز فکر و ذکر و ریاضت دماغ را خلل استبگیر جام و بمان فکرهای فاسد را
برغم زاهد خود بین چو می کشم از جامبه آبگینه کشم میل چشم حاسد را
مشو به میکده غایب ز چشم پیر مغانکه با مرید نظرهاست پیر مرشد را
عجب که شحنه نگشت از امام واقف ماکه خرج کرد به می وقف های مسجد را
کمال لاف عبادت مزن که چشم بتانبه یک نظر برد از ره هزار عابد را