شمارهٔ ۲۲۵
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ننیست۷ بیت
گر یار طبیب درد من نیستدردا که امید زیستن نیست
بیمار را به تندرستیجز ناله درون پیرهن نیست
هر سر که برید از در یارماند به سری که بریدن نیست
رویت همه با چراغ جستمشمع به هیچ انجمن نیست
ماند به تو غنچه این قدر هستکو را سخن و نرا دهن نیست
توبه ز نو بود بت شکستممؤمن نبود که بت شکن نیست
عالم سخن کمال بگرفتامروز جز این سخن سخن نیست