شمارهٔ ۲۲۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انت۷ بیت
گر کشندم به غمزه چشمانتنیست ک دین عشق تاوانت
بر دلم آمدست تیر تو حیفکه جراحت کشید پیکانت
به آب حیات تر نکنندتشنگان چه زنخدانت
سرو اگر در چمن کشد میداننیست در حسن مرد میدانت
طعنه بر گل زدی به صد گلبانگگر بدیدن هزار دستانت
آب تو آفریده اند از جانآفرین خدای بر جانت
زاهد انگشت میگزد چو کمالگرچه شیرین لبست و دندانت