گنج

شمارهٔ ۲۲۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ودنت۷ بیت
گر قصد خون ماست پس از دل ربودنتمیباید آن رخ از پس برقع نمودنت
بیرون مشر ز دیده که با آن جمال و زیبزیبد درون خانه پس پرده بودنت
هر چند خوبتر شود از بستن انگبینشیرین ترست از آن به سخن لب گشودنت
گر دل شب فراق چنین ناله ها کشدای دل کسی به خواب نه بینه غنودنت
فریاد ما شنو، بنو گونیم نشنویفریاد و آه ما ز سخن ناشنودنت
ای بوی گل ترا به کف پاش نسبت استمرغ چمن چنین نتواند ستودنت
آزردن از گزاف بود نور دیده راتا کی کمال دیده بر آن پای سودنت