شمارهٔ ۲۱۹
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ازاست۷ بیت
گر عشق تو داغ جانگداز استصد شکر که داغ دلنواز است
گر درد تو بار صحبت ماستغم نیز ز محرمان راز است
دل کم نکند نیازمندیسرمایة عاشقان نیازاست
محمود مگر به مرگ خود مردکو کشته غمزه باز است
پاکیزه رخی و پاک دامنشایسته آنکه پاکباز است
با زلف تو نه ها که دارمکوته نکنم که شب دراز است
حلقه چه زند کمال بردردایم در رحمت تو باز است