گنج

شمارهٔ ۲۲۲

گر کم شده ست با من اکنون ترا ارادتباری ارادت من هر دم شود زیادت
بی آفتاب رویت برگشت طالع منبازم سعادتی بخش ای اختر سعادت
دلجوئی غریبان عادت گرفتی اولآخر چه شد که کردی یکباره ترک عادت
رنجور و دردمندیم بارا چه باشد آخرگر خسته خاطری را باری کی عیادت
از ما چه طاعت آید شایسته قبولیداریم چشم رحمت بی زحمت عبادت
تا نامراد مسکین یابد مراد از تومسکین شود مریدت بپذیر هر مرادت