گنج

شمارهٔ ۲۱۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یبهست۷ بیت
گر جانب محب نظری با حبیب هستغم نیست گر هزار هزارش رقیب هست
با کس مگو که چاره کنند درد عشق راای خواجه گر طبیب نباشد حبیب هست
سر در مکش ز ناله ما ای درخت نازهرجا که هست شاخ گلی عندلیب هست
گوشی که شد به حلقه عشق بنان گراننشنیده ام که قابل پند ادیب هست
گر شحنه می برد سر واعظ به تیغ کندکار شمشیر زنگ خورده بدست خطیب هست
در خورد گوش بار بدست من غریبگر نیست گوهری سخنان غریب هست
از جام وصل هم رسدت قطرة کمالکز جرعه خاک را همه وقتی نصیب هست