گنج

شمارهٔ ۲۰۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: راناست۷ بیت
عمریست که با او دل مسکین نگران استما در غم و او شادی جان دگران است
ای باد مبر خاک کف پاش به هر سوکان روشنی دیده صاحب نظران است
تا بلبل و گل بافته بویت به گلستاناین نعره زنان از غم و آن جامه دران است
گر بر دل مجروح رسد نیر نو سهل استاین هم گذرد چون همه چیزی گذران است
دات نتوان گفت که بر سینه عذاب استبارت نتوان گفته که بر دیده گران است
هم عمر به آخر شده و هم بسته به پایاناین راه مطلب را به کنار ونه کران است
گر ریختن خون کمال است مرادتما نیز بر آنیم که تیغ تو بران است