گنج

شمارهٔ ۲۰۲

علم و تقوی سر به سر دعوی است معنی دیگر استمرد معنی دیگر و میدان دعوی دیگر است
عاشق ار آمد به کویش دینی و عقبی نخواستجانب طور آمدن مقصود موسی دیگر است
حسن مه رویان چه می ماند بروی یار منپرتو به دیگر و نور تجلی دیگر است
از درش تا روضه فرق است از زمین تا آسمانخاک این کو دیگر و فردوس اعلی دیگر است
گرچه پرهیز از بهشت و حور هست از شرع دوردر روایت دیدم این فتوی است تقوی دیگر است
چشم بر فردا منه چون زاهدان دیدار رابر گشا امروز چشمی کار اعمی دیگر است
گر دلت بشکست دلبر مستی افزون کن کمالکز شکست جام مجنون قصد لیلی دیگر است