شمارهٔ ۲۰
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهرا۷ بیت
چشمت به غمزه کشت من بیگناه راخود زلف را چه گویم و خال سیاه را
با آه و روی زرد ز خالت شدیم دورباد آمد و ز دانه جدا کرد کاه را
مردم ز مه حساب گرفتند سالهانگرفت در حساب جمال تو ماه را
جوهر که قیمتی است کشندش به احتیاطمن هم به دیده می کشم آن خاک راه را
از همت گدای تو باشد فرو هنوزبی عرش اگر کشند شهان بارگاه را
سلطان حسن گو سوی دلها نظر گمارملک آن اوست کو بنوازد سپاه را
نام کمال خواجه که درویش خوانده ایدرویش خوانده ای به غلط پادشاه را