گنج

شمارهٔ ۱۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: راوردمرا۱۰ بیت
چشمت از گوشه تقوا بدر آورد مرامست و غلطان سوی اهل نظر آورد مرا
خرقه ارزق من باز به می گلگون شدعشق هر دم به دگر رنگ برآورد مرا
داده پیش از دگران جام میم پیر مغانآن تهی ناشده جام دگر آورد مرا
باده هر چند که خوردم به لبش تشنه ترمتشنگی نقل و شکر بیشتر آورد مرا
خواهد امد به سرم مست صبوحی زده بازسحری هاتف غیب این خبر آورد مرا
اشکم از بهر نثار قدم دوست به چشممردمی کرد و بدامن گهر آورد مرا
جستم از حال دل رفته نشانی ز نسیمبوی یار آمد و از جان خبر آورد مرا
جان من چاشنی ای زان لب شیرین طلبیدغم هجر آمد و خون جگر آورد مرا
باده بی نرگس مخمور توام کرد خرابمشک بی طره تو دردسر آورد مرا
مست و سودا زده چون نرگس ساقیست کمالمگر آن می زلب چون شکر آورد مرا