شمارهٔ ۱۹۸
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ردست۷ بیت
عشق تو سراسر همه سوز و همه دردسترین شیوه به اندازه مردی است که مردست
آنکس که درین صرف نکردست همه عمربیچاره ندانم که همه عمر چه کردست
زاهد چه عجب گر کند از عشق تو پرهیزکس لذت این باده چه داند که نخوردست
عاشق که نه گرمست چو شمع از سر سوزیگر آتش محض است به جان تو که سردست
اشکی که بود سرخ چو رخسار تو داریمما را ز تو تشریف نه تنها رخ زردست
بی شک که بر آن در من خاکی ز ضعیفیبنشستم و پنداشت رقیب نو که گردست
گر هست کمال از دو جهان فرد عجب نیستاین نیز کمالی است که آزاده و فردست