شمارهٔ ۱۹۶
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: است۸ بیت
عشق از نام و از نشان یکتاستبینشانی نشان مرد خداست
هر را از مقام بی رنگیرنگی ز رنگ او پیداست
خلعت عشق نیست لایق عقلکاین قبا بر قد دل آمد راست
دل چه و دین کدام و عقل کدامعشق را دل کجا و صبر کجاست
بی بصیر را چه بهره از خورشیددر خور نور دیده بیناست
دل مرنجان ز هیچ رنج کمالخامه رنجی که راحتش ز دواست
گر زدی جز به باد او نفسیآن نفس نیست بلکه باد هواست
هر که در زیر پای مردان رفتاز همه دست دست او بالاست