گنج

شمارهٔ ۱۷۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ستاست۷ بیت
سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست استعقد زلف تو به انگشت گرفتم شست است
عندلیبی که قدت دید و سر سرو گزیدساخت در راست نوا لیک مقامش پست است
گرد تو صف زده خوبان کمر بسته چو نیگونی از هر طرفی گرد شکر نی بست است
ز آستین ساعد سیمین به محبان بنمایتا بدانند که نازک بدنی زین دست است
زلف تا کی کشی از گوش و کشانی در خاکمالش چشم دهی به که سیه دل مست است
گفتمش بوس نو باید ز دهان نو مراگفت بیچاره ترا هیچ نمی بایست است
دست بردار وصالش به دعا خواه کمالزانکه دایم به دعا کار تو بالا دست است