شمارهٔ ۱۶۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: عاست۷ بیت
دیده در عمری ز رویت با خیالی فائع استعمر کان بگذشت بی روی نو عمری ضابع است
جان که رفت از پیش ما خواهد به آن لب باز گشتچون به اصل خویش هر چیزی که بینی راجع است
نقطه خال و خطت آبات حسنند و جمالیک یک این آیات را آن روی زیبا جامع است
می شود هر روز طالع زآن گریبان آفتاببر بدن پیراهنت بارب چه صاحب طالع است
پیش مهروبان چو ابر بی حیا صد پاره بادهر رقیبی کز تماشا عاشقان را مانع است
هر کجا دل می رود در جست و جوی دلبریپیشرو اشک است آنجا آه و ناله تابع است
از آب چشمت گشت طوفان در واقع کمالنیست اغراقی درین معنی بیان واقع است