شمارهٔ ۱۵۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ینمیبایست۷ بیت
دردل ما بردی و رفتی نه چنین می بایستنیک رفتی قدری بهتر ازین می بایست
بھر سوز دل اصحابه بجز داغ فراقبود حاصل همه اسباب همین می بایست
پارسا زلف تو نگرفت که ترسید ز دینآن به چنگال من بیدل و دین میبایست
در خور روی نکوی تو ز صاحب نظرانپاکبازی به همه روی زمین می بایست
تا شکست از طرف مشک بوجه افتادیحلقه ای از سر زلف تو به چین می بایست
تا چو چشم سیهت مست بغلطیدی حوربوی گیسوی تو در خلد برین می بایست
از سخنهای تو این گفته گزین کرد کمالدوست را چون ز غزلهای گزین می بایست