گنج

شمارهٔ ۱۵۴

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: فت۷ بیت
دل صفه خال تو با زلف گفتدانه در در شب تاریک سفت
سرو قدت راست چمن سرو راستکس سخن راست نیارد نهفت
تا نرود گرد به هر دیده حیفدیده درت آب زد آنگه برفت
ناله من خواب شبت برد و آهچون نکنم ناله که چشمم نخفت
بیدق خال تو نرانده هنوزطره کج باز دو رخ برد مفت
ای دل اگر سروریت آرزوستچون سر زلفش به قدمها بیفت
هر که شنید از سخنان کمالسلمه الله و أبقاه گفت