شمارهٔ ۱۴۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ویتونیست۷ بیت
در گلستانها تماشائی به از روی تو نیستدر بهشت عدن جائی خوشتر از کوی تو نیست
بامدادان از پشیمانی بماند در خمارهر که امروزش چو نرگس مستی از بوی تو نیست
همچو اشک زاهدان خواهند زد بر روی اوطاعت هر کس که محرابش ز ابروی تو نیست
ما به صد جان بوی آن زلف از صبا چون میخریمچون به دست ما بهای یک سر موی تو نیست
دل گرفتارست در دام بلا مشکل تر آنکحل این مشکل بجز در عقد گیسوی تو نیست
خون ما بی جوم ریزی و به فکر این خطاچون سر زلفت سری هرگز به زانوی تو نیست
گفته ای خاک ره مانی وزان کمتر کمالاین چنین تعظیمها حد دعاگوی تو نیست