شمارهٔ ۱۴۳
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یلیاست۷ بیت
در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی استهر قطره از و قابل سیلی است که خیلی است
سهل است به چشم من اگر درج ثریاستپیش در گوش تو که تابان چو سهیلی است
بر طاق فلک مه قد خود کرد خم و گفتما را بنوی با خم ابروی تو میلی است
مقصود دو عالم چه کنی بر دل ما عرضمقصود تونی هرچه ورای تو طفیلی است
جز زلف و رخت دل نکشد لیل و نهارمفرخ تر ازینم نه نهاری و نه لیلی است
من دائم و دل قدر شب وصل که مجنوندانست شب قدر شبی را که به لیلی است
در دید؛ گریان کمال ابرو و زلفتبر بسته به زنجیر پلی بر سر سیلی است