گنج

شمارهٔ ۱۳۳

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: وناست۷ بیت
درد تو زمان زمان فزون استوین سوز درون ز حد برون است
عقل از هوس تو بی قرار استدل در طلب تو بی سکون است
با عشق نر هوشمندی ماآثار و علامت جنون است
در دست تو دل که خوانیش قلبخالیست سیه اگر نه خون است
تا جان ز نو بافت بر سخن دستدر دست سخن زبان زبون است
قاف قد و نون ابروانتبرتر ز تبارک است و نون است
تا از تو کمال حکمت آموختدر حکمت عشق ذوقنون است