شمارهٔ ۱۲۳
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اگرنیستنیست۷ بیت
حسن پس، بار مرا، مهر و وفا گر نیست نیستو شیوه عاشق کشان غیر از جفا گر نیست نیست
در سر او اینکه ریزد خون ما گر هست هستکشته را از آن لب امید خونبها گر نیست نیست
عشرت و عیش بتان با عاشقان جور و جفاستعیش وعشرت باش گو او را مرا گر نیست نیست
هست شب ها مجلس ما را به رویش تمامشمع دیگر در میان جمع ما گر نیست نیست
خاک پاش از گریه چون کحل الجواهر ساختمدید گوهرفشان را توتیا گر نیست نیست
آن حدیث چون شکر ما را پسندست و کمراین دهان پیدا میان هم در قبا گر نیست نیست
روز و شب دریوزه گر بس گرڈ کوی او کمالبر در سلطان ما دیگر گدا گر نیست نیست