گنج

شمارهٔ ۱۲۲

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یست۷ بیت
چشم ز خیال تو پر از نور تجلیستچشمی که چنین است به دیدار تو اولیست
صورنگر از آن صورت و معنی چو خبر داشتانگیختن صورت چینش به چه معنیست
بر طرف چمن سور به صد شرم بر آیداز سایة قد تو که همسایه طوبیست
زآن طاق دو ابرو که بخوبی شده طاقندکریست در آن طاق که منسوب به کسریست
خونی که به جو میرود از دیده مجنونسیلی است که راه گذرش بر در لیست
زآن زلف به دردم شده رنجور چو ایوباز لب شکری ده که شفاخانه عیسی ست
هر خوب که در چشم کمال آبد و محبوبرا گوید به از آنی نو و فکری به ازین نیست