شمارهٔ ۱۱۳
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)۷ بیت
پای بوس چون منی حیف است گفتی بر زبانتزاهد کم خواره میشد دم به دم باریکتر زین
نیک گفتی نیک پیش تا ببوسم آن دهانتگر دل او گه گهی می رفت در فکر میانت
زآن میان و زآن دهان پرسد دلم سر بقین رابی نشان از بینشانان زودتر باید نشانت
چون بشیر از لیلة المعراج زلفت بر گذشتمدر میان قاب قوسینش نکندست ابروانت
سر بر آن در میزنم باشد در آری سر به بیروناین همه تصدیع از آن آورده ام بر آستانت
گفتمش یک شب مجالم ده چوشمع آن لب گزیدنگفت تو گرمی مخور کین انگبین دارد زبانت
با خیالش تا سخن راندی کمال از شوق اشکتمی چکد درهای گوناگون ز لفظ درفشانت