گنج

شمارهٔ ۱۰۷۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اشی۷ بیت
هر لحظه به غمزه دل ریشم چه خراشیچشم از نظرم پوشی و خون از مزه پاشی
فرهاد شکایت ز دلی داشت نه از سنگجانا چه شود گر دلی از سنگ تراشی
رخت دل و دین پیش بتان گر به بها رفتای جان فرومایه تو باری چه قماشی
هر نیر که بر سینه زدی گو دل و جان هستفارغ ز چه بنشینی و بیگانه چه باشی
زاهد چه به چنگ آری ازین شهرت و گلبانگگیرم که چو بوبکر رهابی شده فاشی
کس فهم نکرد از خط لب نقش دهانشمفهوم نشد نکته مبهم به حواشی
بشکست کمال از سخنت قدر کمالینچون از گهر و لعل سپاهانی و کاشی