شمارهٔ ۱۰۶۱
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ربازی۷ بیت
مرا زیبد به چوگان سر زلفت نظربازیکه سر در بازم و چون گوی نگریزم ز سر بازی
شکسته بسته چوگانیست گوئی زلف شبرنگتکه کس با او نیارد کرد جز باد سحر بازی
چه شیرین حقه بازست آن لب پر عشره کز مردمدهان ننگ تو چون حقه پنهان کرد در بازی
دلا بر گردن از زلفش ترا طوق آنگهی زیبدکه در دام بلا خود را کبوتروار در بازی
به آن لب هر که بازد عشق از کشتن نیندیشدمگس گر فکراین کردی نکردی با شکر بازی
چه آموزی به آن طره که چون فرزین فهد بندمچو کجبازست و ریخ دارد مکن با او دگر بازی
کمال ار عشق بازی و نظر با آن دو رخ اولیکه در لعب محبت نیست خود زین خوبتر بازی