گنج

شمارهٔ ۱۰۵۹

مپوشان روی خود ای شوخ خود رایتو چشمی چشم بر عشاق بگشای
ستم تا کی کتنی فرمانیم جورکرم فرما دگر اینها مفرمای
از دست ما کجا بگریزد آن زلفکه طاوسیست چندین رشته بر پای
تو ماهی دیده و دل منزل تستدلت هر جا فرود آید فرود آی
دل ویرانه مأوای تو کردیمچو در مأوا نباشی وای ماوای
روم گفتی و سایم رخ بر آن دراگر آسودگی خواهی میاسای
کمال آن استان کردی تمنابهشت عدن بادت مسکن و جای