گنج

شمارهٔ ۱۰۵۸

مبارک منزلی خوش سرزمینیکه آنجا سر برآرد نازنینی
براین من که گر باشد جز این نیستکه حوری هست و فردوس برینی
یقین دانی که چشمش عین فتنه استگرت حاصل شود عین الیقینی
به آن لب ملک دلها شد مسلمسلیمان ملک راند به انگبینی
جو پیش رخ خط آری سوزیم جانشد این حرفم درست از پیش بینی
بشوید چشمم از غیرت به صد آبچو بینم بر درت نقش جبینی
کمال از سینه گل مهر آن سروتزید صدر پی بالا نشینی