گنج

شمارهٔ ۱۰۴۲

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: انی۷ بیت
گر از در به تیم برانی نو دانیاگر کشته خویش خوانی تو خوانی
مرا گفته خوانمت با برانمندانم من اینها تو دائی نو دانی
هنوزت نفشانده جانها ز دامنز ما آستین برفشانی تو دانی
هنوزت چکان شیر مادر ازر ز دل های ما خون چکانی
بها چه پرسی چه داغست این بر دل توتو دائی تو خود کرده آن نشانی
چه گونی ضعیفی نوری چیست حکمتتو دائی طبیبی تو این ناتوانی
کمال از دل ریش دید آشکاراتر دانی که درمان درد نهانی نو دانی