گنج

شمارهٔ ۱۰۳۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارکی۷ بیت
ز من مپرس که «از عاشقانِ زارِ که‌ای؟»از او بپرس که «معشوق و غمگسارِ که‌ای؟»
دلا به زلف پریشان یار، بار بگویکه بی‌قرار تو ام من، تو بی‌قرار که‌ای؟
شکسته‌حالی و افتادگی چه می‌بینینگاه کن که شب و روز در کنار که‌ای
ز پیش چشم گذر می‌کنی سراندازانبدین شمایلِ خوش، سروِ جویبارِ که‌ای؟
ربود دل، خط و زلفت به نقشه‌های غریبغریب نقش و نگارا، بگو نگار که‌ای
چه سود کوشش من، نیست از تو چون کششیهمهٔ جهان به تو یارند، تا تو یار که‌ای
کمال اگر نگزینی ترنج غبغب یارنپرسمت به خدا کز خیار زار که‌ای