شمارهٔ ۱۰۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وزیاست۷ بیت
بر لب لعل خط سبز ترا پیروزی استبر زنخدان چو به خال را بهروزی است
کرد روشن همه آفاق تجلی رختعادت طلعت خورشید جهان افروزی است
همه عالم به تماشای تو شادند آرینومه عیدی و روی تو گل نوروزی است
دل بیچاره همیشه ز تو صد پاره چراستتیر مژگان نرا قاعده چون دلدوزی است
روزی دل ز ازل زلف دوتای تو فتاددل بیچاره نظر کن چه پریشان روزی است
بر سر تربتم آنی و نیفشانی اشکشمع را بر من خاکی به ازین دلسوزی است
سر ز قیدت نکشد با تو چو آموخت کمالمرغ مألوف گرفتار ز دست آموزی است