گنج

شمارهٔ ۹۳ - استقبال از امیرخسرو دهلوی

یار جز در پیِ آزار دل ریش نرفتچه جفاها که از او بر منِ درویش نرفت
پای ننهاده به راه غم او سر بنهاداشک با آنکه در این ره به سر خویش نرفت
عقل می گفت مرو در پی دلدار ولیدل نکو کرد که بر قول بداندیش نرفت
آمد و رفت بسی راست بر این در لیکنهرکه اندک خبری یافت از او بیش نرفت
تا رود پیش سگش ذکر خیالی روزیسعی بسیار نمودیم ولی پیش نرفت