گنج

شمارهٔ ۸۱

لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیستهست رنگی چو گل امّا ز وفا بویی نیست
حاصل این است که از روی نکوی تو مراحاصل عمر بجز طعنهٔ بدگویی نیست
با همه موی شکافی، خرد خرده شناسواقف از سرّ دهان تو سر مویی نیست
تا به راه طلب ای دل ننهی روی نیازدر میان تو و مقصود ره و رویی نیست
زاهدا گر چو خیالی سر رندی داریساکن کوی مغان شو که ریا کویی نیست