شمارهٔ ۴۱
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: ونیست۵ بیت
بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیستوگرنه چیست که عکسی ز نور طلعت او نیست
دلا بسوز که بی سوز دل اگر به حقیقتشمامهٔ نفس مجمر است غالیه بو نیست
طریق موی شکافی چه سود بی خبران راز سرّ آن دهنش چون وقوف یک سر مو نیست
گذار دست سبو ساقیا و پای خمی گیرچرا که چارهٔ کار غمش به دست سبو نیست
اگر تو محرم رازی خموش باش خیالیکه گویِ عشق به چوگان مرد بیهده گو نیست