گنج

شمارهٔ ۳۵۱

قافیه: اری۶ بیت
ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاریلبت از قند گرو برده به شیرین کاری
عادت غمزهٔ خونریز تو عاشق کشتنشیوهٔ نرگس دلجوی تو مردم داری
ظاهراً تا نبرد دل ز پریشانی چندننهد طرّه ات از سر صفت طرّاری
وه که مُردیم و رها می نکند دست غمتکه برآریم چو چشم تو سر از بیماری
دل میازار که در مذهب ارباب یقینکعبه ویران بکنی به که دلی آزاری
ای خیالی به جفا ساز و به زاری خو کنکه ز ارباب وفا خوش نبود بیزاری