شمارهٔ ۳۳۹
از این شکسته دو روزی اگر جدا باشیخطا نباشد اگر بر خط وفا باشی
اگر وفای رفیقان خود به جای آریخدای باد رفیق تو هرکجا باشی
به آهِ سرد اسیران که نیّتم این استکه در کمند تو باشم اسیر تا باشی
ز آب چشمهٔ چشمم گهی شوی آگاهکه شام غم نفسی همنشین ما باشی
نه مردمی ست که بیگانه وار از چشممنهان شوی و به بیگانه آشنا باشی
گر از طریق خیالی مخالفت نکنیبه صوفیان طریقت که با صفا باشی