گنج

شمارهٔ ۳۰۰

ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته‌ایمجُسته از غیب نشانی و خبر یافته‌ایم
ما به کوی تو دری یافته‌ایم از فردوسچیست فردوس به کوی تو که در یافته‌ایم
التماس نظر از لطف تو داریم آریتا بدانند که ما نیز نظر یافته‌ایم
ادب آن است که بر رهگذرت خاک شویمچون مراد خود از این راهگذار یافته‌ایم
آخرالامر نثار قدمت خواهد شددرّ اشکی که به صد خون جگر یافته‌ایم
گر شوی رنجه به سر وقت خیالی وقت استز آن کش از چشم تو در عین خطر یافته‌ایم