شمارهٔ ۲۹۷
گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توامهرکجا هستم من مسکین دعاگوی توام
از ره صورت به صد روی از تو مهجورم ولیچون به معنی بنگری بنشسته پهلوی توام
خاک گشتم بر سر راه وفا و همچناندیده حیران است در نظّارهٔ روی توام
می کُشد دور از تو زارم هر شبی هجران و باززنده می سازد نسیم صبح بر بوی توام
گو مکن نومیدم از فتراک خود زیرا که منطایر قدسم که صید دام گیسوی توام
گرچه دور است از رخت چشم خیالی دور نیستاز نظر هردم خیال قدّ دلجوی توام